بازار سیاه

تعرفه تبلیغات در سایت
روی خواب هام قدم می زنی؛ از جای پایت روی ملافه های اتاقم گل های تازه می روید. موهایت برای همه زنان این سرزمین آبرو داری می کند؛ به شرطی که گیره اش به سر انگشتانم آلوده شود. آغوشت عکس آن پل مه گرفته ای است که وسوسه خودکشی به آدم می دهد. انگار نه انگار که من آدمم و من را می بلعد. چاره نگذاشتی برایم؛ باید هر بار بلند فریاد بزنم: کاشک&#
نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 25 ارديبهشت 1397 ساعت: 20:26
برچسب‌ها :
می گویند خواب ها راه را بلدند! شب که می خوابم جای شعرهایم را آرام در گوش خواب هایم میخوانم. خواب به راه می افتد و من فقط صدای باز و بسته شدن پنجره را می شنوم. برمی گردد و برایم از تو می گوید. آن پلک هایت؛ دو برگ افرا را بسته ای و بوی موهایت توی شب ها کاسبی گل ها را کساد کرده است. راستی؛ چشما&
نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397 ساعت: 14:23
برچسب‌ها :
فصل هایم جا به جا شده است. نمی دانم این زمان کدام کشور دنیاست که توی ساعت هایم می چرخد. صد آهو وسط چشم هایت هر لحظه به قلبم هجوم می آورد؛ انگار تحمل همه ی مردهای عالم را درونم گذاشته اند. به کدامین آسمان نگاه کنم که ابرهایش از تو زیباتر باشد؟! به کدام خاطره چشم بدوزم که از عاشقی کردن برای تو شیرین تر باشد؟! این روز&
نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397 ساعت: 14:23
برچسب‌ها :
عکست میان سلول های تنم دست به دست می شود! بازار سیاه تضویر توست توی وجودم. حسرتت زیاد و داشتنت کم است. عرضه کم و تقاضا زیاد است! مالک تو من اما لحظه هایت دست خودت ...

تعبیر تمام رویاهای کودکی ام؛ این چه عاشقی کردن است؟!

نویسنده : سارا کریمی‌پور بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397 ساعت: 14:23
برچسب‌ها :